گفتم: دوستت دارم،امر کنی میمیرم گفتا:کو اثباتت مُردنت بی من؟
گفتم:بذار راهی روبه رو ی پاهایم گفتا:راهی نیست اندر حرف هایم
گفتم:نگاهت مست عالمم کرد گفتا:کزین حرفت صد دروغ آید
گفتم:چرا تردید؟بی تو میمیرم گفتا:هنر داری اثباتت درآید!
گفتم:چرابامن اینقدر کینه دوزی؟ گفتا:مگر عاشقی باوری دارد؟
گفتم:بنوشم من جام زهرت را؟ گفتا:بنوش آن را تاباورم آید!
گفتم:اگر مُردم بعد من کجاروی؟ گفتا:اگر مُردی پی مرگ روم
نوشیدم آن جـــــام زهر بی هر سستی و مستی
یــــــارم نظر داشت من زنده می مانـــــــم
اندی گذشت ومرگ برچهره ام حاکـــــــم
یـــــــارم خموشی گذشت ومــــن ساکت
بـــــانفس های پاره پاره برجان خود نالیدم
گفتم :کجابود رفتنت پی مرگ گفتا:تو رفتی، دگــر بس،چـــرا من؟
گفتم عاشق نبودی تو؟آن عاشق خسته؟ گفتا:نبودم من از عاشقی خســـــته
وصدبار باید گفتــــــــ::::
یادمان باشد گر خاطرمان می ماند
طـــلب عشق ز ،هر بی سر وپایی نکنیم
سروده ای از:F.....

ما را در سایت بی خیال ولی بر بام خیال دنبال میکنید
برچسب: طلب عشق,
نویسنده: FARIBA
بازدید: 798