روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد
به یکی عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم
مولانا ![]()
برچسب:
نویسنده: FARIBA
شهر من گرم است و هوایش گرمتر
در فصل سنگین برف وباران ،من وشهرم هوای بهاری را استنشاق می کنیم........
در هوای شهرم قدم می زنم و فکر می کنم .......
باران در این روز ها کمتر از هرکسی به دیدن شهرم آمده ، گویا باران با تن خشکیده ی زمین ها ،چشمان ماتم زده ی انسان ها و روان مشوش آن ها بیگانه است ......بیگانه
من ودوستانم هر بار که بساط باران را پهن می کنیم ، باد با بی رحمی تمام آن را ازجا برمی چیند وبه دور دست ها پرتاب می کند..
اما دراین هیاهوی وِرد بارش باران و خواندن نماز آن
افرادی هستند که باران را باشهرم بیگانه ساخته اند و نگذاشتند ونمی گذارند من وشهرم مزه های اشک های باران وسرمای وجود برف را احساس کنیم
افرادی که به خاطر حفظ مال وموقعیت و...خود ما را از هم دور کردند.
به طوری که اکنون من وشهرم در اوایل بهمن ماه به جای دیدن لباس عروس زمستان باید نظاره گر چمن های سبزی باشم که تا چند روز دیگر به خشکی می گرایند.
من ودوستانم به جای اینکه با آدم برفی های خود حرف بزنیم ، مجبوریم با تیغ های خورشید قهر کنیم
اما من ازجانب دوستانم می خواهم بگویم:
ببار باران با وجود اینکه نمیگذارند چهره ات را ببینم اما تو ببار و نسیم عشقت را مهمان چشم های شهرم کن و.......ببار باران که عاجزانه خواهان باریدنت هستم ......
![تصاویر رمانتیک و عاشقانه در باران ,[categoriy] تصاویر عاشقانه,تصاویر عاشقانه و رمانتیک,تصاویر عاشقانه جدید,[categoriy]](http://cdn.akairan.com/akairan/akafoto/images/a-ar//201371315385965a.jpg.jpg)
برچسب: مطلب در مورد باران ,باران,باران ,
نویسنده: FARIBA
الهی…
با خاطری خسته…
دلی به تو بسته!
دست از غیر تو شسته…
در انتظار رحمتت نشسته ام. میدهی کریمی نمی دهی حکیمی…
می خوانی شاکرم میرانی صابرم…
الهی احوالم چنانست که می دانی واعمالم چنین است که می بینی نه پای گریز دارم ونه زبان ستیز…
الهی مشت خاکی را چه شاید و از او چه برآید و با او چه باید…
دستم را بگیر یا الرحمن الراحمین .
برچسب:
نویسنده: FARIBA
من هرگــــز
به افــــــراد
کور
چشمــک نمی زنم
و
با افـــــراد
کـــــر
پــچ پـــچ
نمی کنم
برچسب:
نویسنده: FARIBA
هر کجا یاد خدا بود، تو را یادم، هست
هرکجایی که خدا بود ، مرا یاد آور...

****************
*******
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم
كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم
اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم
من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم
درون سينه ما عشق يخ زده آقا
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
!!!!!!!!!!!!!!
برچسب:
نویسنده: FARIBA
برچسب:
نویسنده: FARIBA
خدای من
" منی " که کنارش
" تو " نباشی
" تومنی " نمی ارزد ...
*****************
به زندگی فکر کن
اما
غصه آ ن را نخور
،،،
دوست بدار شاید فردایی نباشد
دوست بدار شاید فردایی باشد
اما
عزیزی نباشد

برچسب:
نویسنده: FARIBA
زیـــباترین باران ها ازتیره ترین ابــرها می بارند.

برچسب:
نویسنده: FARIBA
ابتدا نادیده ات می گیرنـــــد
سپس مسخره ات می کــــــند
بعد با تو می جنگنـــد
ولی در نهایتــــــــــــــ
پیروزی از آنِ توستــــــــ.
please
N ever give up
what is past . past




برچسب:
نویسنده: FARIBA

برچسب:
نویسنده: FARIBA
پروردگارا ،داده ات نعمت است و
نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان . . .
و من تو را شاکرم همیشه و همه حال
به داده و نداده و امتحانت . . .
آنقدرم ده که محتاج نباشم و امتحانی
گیر که شرمنده نگردم ؛

ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم گفتند ، دیوانه است
دنبا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم


برچسب:
نویسنده: FARIBA